روحانی شهید محمد کاظم محمدی

به سال ۱۳۳۹، در روستایی از بخش خلیل آباد کاشمر، درخانواده‌ای مذهبی و زحمتکش و رنج دیده، چشم به جهان گشود. پس از دوران کودکی واتمام مقطع ابتدایی به حوزه علمیه کاشمر گام نهاد. طلبه‌ای درس‌خوان و پرهیزکاربود. تحصیل درس را با تهذیب نفس در هم آمیخت. به نماز شب علاقه داشت و نماز جماعت را اهمیتی خاص ‌می‌داد. پس از مدتیتحصیل مقدمات علوم حوزوی در مدرسه علمیه کاشمر به حوزه مقدسه قم عزیمت نمود.

سال ورود او به حوزه تقریباً با آغاز حرکت‌های انقلابیمردم مصادف بود. او هم‌آهنگ با تحصیل به صف مبارزان ضد رژیم ستم شاهی پیوست و باآن که بسیار جوان بود ولی از روحیه قوی وعزم استواری برخوردار بود.

با آغاز جنگ تحمیلی از سوی استکبار جهانی، از طریق دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به جبهه اعزام شد. او با آن که ازدواج نموده بود وثمره ازدواج او یک دختر و یک پسر بود؛ ولی هیچ گاه از رفتن به جبهه خسته نشد و دهمرتبه عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد. سرانجام در دهمین اعزام به وادی نور، درعملیات کربلای پنج، در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه گردن در ۱۹/۱۰/۱۳۶۵دعوت حق را لبیک گفته و به همرزمان شهیدش پیوست.

آثارهنری روحانی شهید محمد‌علی روحانی فرد

اسلام در آمریکا و کانادا

تالیف شهید محمد علی روحانی فرد

«اسلام در آمریکا و کانادا» عنوان کتابی از شهیدمحمدعلی روحانی‌فرد است که در سال ۱۳۵۶ توسط انتشارات پیام اسلام چاپ و منتشر می‌شد.

کتاب دارای بخش‌های مختلف از جمله: پیدایش و نفوذاسلام در آمریکا، رشد نهضت اسلامی در آمریکا، پایه‌گذاران نهضت اسلام در آمریکا،سازمان مسلمانان سیاه‌پوست آمریکا، حوادث ناگوار برای مسلمانان، فعالیت شیعیانآمریکا و آشنایی با مراکز و مساجد اسلامی آمریکا است.

در مقدمه کتاب آمده است: «اسلام در ایالات متحدهآمریکا و کانادا به صورت یک مذهب پرمحتوا و اصیل و عدالت‌جویی اینک حتی دانشگاه‌هاو دانشجویان آمریکایی را به تکریم و ستایش و هواخواهی واداشته است.»

آنچه می‌خوانید بخشی از این کتاب است که در معرفی محمدعلیکلی قهرمان بوکس جهان نگاشته شد.

محمدعلی کلی از چهره‌های معروف مشت‌زنی جهان است که عضوجامعه‌ی مسلمانان سیاه آمریکا نیز می‌باشد. او به خاطر کسب چندین ساله مقام قهرمانیبکس جهان به شهرت رسیده است. گاه و بی‌گاه از اسلام و مسلمانان تعریف و تمجید می‌نمایدو خود را مبلغ اسلام معرفی می‌کند. از آن جا که ورزش (بکس) مغایر با شئونات اخلاقیاسلام است، نمی‌شود این عمل را تقدیس کرد، ولی از آن جایی که او هدفش کمک بهسیاهان فقیر و محروم است و از ثروت خود در راه انسان‌های محروم استفاده می‌کند واز آلودگی‌های دیگری که اکثر قهرمانان ورزشی در جهان به آنها آلوده هستند، به دوراست و همواره به دفاع از اسلام و مسلمانان برخاسته است، قابل ستایش و مورد علاقه واحترام میلیون‌ها جوان مسلمان در سراسر آفریقا، آسیا و آمریکا می‌باشد.

او که به خاطر نرفتن به جنگ ویتنام و محکوم شدن به ۵ سالحبس و ۱۰ هزار دلار جریمه شهرت عظیمی در سراسر جهان کسب کرد. این شهرت را به واسطه‌یمذهب اسلام و دفاع از اندیشه‌های اسلامی تقویت و پابرجا نمود. ورزش بکس جهان دردهه‌ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ تا کنون قهرمانی به مانند او به خود ندیده است، او بود که نام‌‌آورانبکس حرفه‌ای را به صحنه رینگ دوخت و میلیون‌ها دلار پول به دست آورد و خرج سیاهانو ترویج اسلام کرد و هنوز صحنه‌های بازی او طرفداران فراوانی در سراسر جهان دارد.

«محمدعلی» که قبلاً در یک خانواده مسیحی به دنیا آمده بود،در اثر پیدایش امت اسلام در آمریکا و آشنایی با رهبران اسلامی، مذهب اسلام را درسن ۱۸ سالگی برگزید و مطبوعات آمریکایی سر و صدایی علیه او برپا ساختند که نتوانستدر تصمیم او خللی وارد سازد.

او در المپیک ۱۹۶۰ در رم قهرمان جهان شد و مدال طلا گرفت ودر این مدت ۱۵ سال، جز یک شکست همیشه پیروز بوده است. او می‌گوید: «مسلمانان جهانرا دوست می‌دارم و به کودکان سیاه‌پوست عشق می‌ورزم.»

فرزند متولد شده شهر «میامی» و کودک فقیر دیروز، قهرمان ومسلمان و مشهور امروز، اندیشه‌های فراوانی در سر دارد که این جا مجال بحث از آنهانیست و تنها یک قسمت از مسایلی که مربوط می‌شود به رهبری او در جامعه مسلمانان دراین جا آورده می‌شود.

برادرم «رادلف» که پس از مسلمان شدن نامش را «رحمن‌علی»گذاشته، مرا رهبر اسلامی می‌داند.

در تمام مشکلات زندگی فقط یک صدا از من پشتیبانی می‌کرد کهبا حرارت بود و آن صدای پیشوای مسلمانان سیاه‌پوست «عالیجاه محمد» بود.

کلی در تمام مواقع نام او را بر زبان می‌راند و خود راشاگرد او و جانشین او معرفی می‌کرد و در یک قسمت از خاطرات خود می‌نویسد: «شما فقطاطراف خود را می‌بینید، ولی هیچ می‌دانید که در تمام دنیا چند میلیون سیاه‌پوستمسلمان وجود دارد که همه‌ی آنها چشم به من دوخته‌اند. اگر شما به مذهب خود علاقهدارید، من هم علاقه دارم.»

شایعاتی که سر زبان‌ها افتاده بود و محمدعلی را جانشینعالیجاه محمد می‌دانستند، بیشتر به خاطر این بود که علی در همه جا با او بود و ازاو جدا نمی‌شد.

وقتی از او سؤال کردند: آیا ممکن است روزی رهبر مسلمانانآمریکا بشود، گفت: نه آقا، من نمی‌خواهم رهبر بشوم. من آن قدر که برای رهبری معنویلازم است، پاک زندگی نمی‌کنم. من دلباخته‌ی «عالیجاه محمد» هستم و اکثر اوقاتفراغت خود را در حضور او برای شنیدن موعظه می‌گذرانم.

کلی خودش هم گاه‌گاهی مدعی ریاست مسلمانان سیاه آمریکا پس از مرگ عالیجاه محمد می‌شد، ولی با مسافرت او و «والاس محمد» پسر «عالیجاه محمد» که رهبری مسلمانان سیاه آمریکا را به عهده گرفته، به ترکیه و نماز گزاردن او پشت سر (والاس محمد) در مسجد کبود ترکیه، این شایعات خاتمه پیدا کرد. با این همه، «علی» را از چهره‌های درخشان و از چهره‌های اصلی پیشرفت و پیروزی اسلام در ایالات متحده آمریکا می‌توان شمرد.